چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۷
Posted by: امیرپویا In: دانشگاه
یکی از دوستان امروز از من پرسید که مطلبی که مجله چلچراغ نوشته راجب دانشگاهتون راسته ؟ من که این هفته به دلیل نایاب شدن چلچراغ در همه ی دکه های اطراف خانمان موفق به خرید آن نشده بودم با تعجب پرسیدم چه خبری ؟ دوستم گفت که کلاس های عمومی تون ( ریاضی ، [...]
جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۸۷
Posted by: امیرپویا In: ایران
اینجا ایران است ، آزاد ترین کشور دنیا . هرچند برخی می خواهند ثابت کنند که در این کشور آزادی وجود ندارد ، اما اینجا آزاد ترین کشور دنیاست . در این کشور می توانید هر چیز بگویید راجب هر کس که می خواهید هر جا که می خواهید . مهم نیست رهبر باشد ، [...]
سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۷
Posted by: امیرپویا In: ایران
اخوان یه شعر داره تو زمستان که فک کنم مناسب این احوال باشه که ملت منتظر بارونن . مگه نه ؟ سیاهی از درون کاهدود پشت دریاها بر آمد ، با نگاهی حیله گر ، با اشکی آویزان به دنبالش سیاهیهای دیگر آمده اند از راه بگستردند بر صحرای عطشان قیرگون دامان سیاهی گفت اینک [...]
آزادی آن آزادی است که به گویی دو به علاوه ی دو می شود چهار ۱۹۸۴ جورج اورول – ترجمه صالح حسینی
شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷
Posted by: امیرپویا In: فیلم
امروز به دعوت کاملا اتفاقی شروین فیلمی را دیدم که شاید فوق العاده ترین فیلم ایرانی ای نبود که دیده ام ، شاید مانند فیلم هایی همچون از کرخه تا راین و آژانس شیشه ای در خاطره ها نماند و شاید مخاطب ایرانی حتی آنرا نپسندد اما یکی از دوست داشتنی ترین فیلم هایی بود [...]
رفتم تماشای آتش بازی ، باران آمد باروتها نم برداشت شکار سایه – ابراهیم گلستان
جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸۷
Posted by: امیرپویا In: دانشگاه
پیش نوشت : هرچند که این نوشته طولانی است ، اما خوشحال میشوم اگر تا آخر خوانید … فردا ترم جدید دانشگاه شروع می شود و ترمی که در آنیم رسما پایان می یابد . فکر می کنم که این آخر کاری خوبست نگاهی بر ترمی که گذشت بکنم . روزی که رفتم دانشگاه اهدافم [...]