دوشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۸
Posted by: امیرپویا In: کتاب
از میان همهی کتاب هایی که خواندهام ۱۹۸۴ شاید از بهترین هایشان باشد. بارها و بارها به مناسبتهای مختلف پیشنهاد نقد و معرفی این کتاب را رد کرده ام که نقد کردن کتابی به عظمت ۱۹۸۴ و نویسندهای به بزرگی جرج ارول توسط آدم کوچکی مانند من، کاری بس احمقانه مینماید. این بار اما به [...]
امروز امتحان انقلاب دادم،خوب بود، بد نشد. به همهی سبزها، حامیان دولت، رهبران سبز و سران حکومت پیشنهاد میکنم که اگه وقت کتاب سیاسی خوندن و کلا کتاب خوندن ندارن حداقل همین کتابی که دانشجوهای بدبخت مجبورا بخونن رو بخونن. نکات خوبی براشون داره
یک بنده خدایی گوگلیده بود کافه گلاسه چیست و گوگل هم این بنده خدارو نمیدونم چرا نازل کرده بود تو وبلاگ من. بسیار به سرچ های مردم میخنذم این روزها …
فیلم سنگسار رو ببینید، هرچند که تا آخر دیدنش وحشتناک کار سختیه، راجعبش هیچی نمیگم و راجع به موضوعش. قضاوت رو به خودتون وا میگذارم …
مقدمه: این سه نفر چند سال پیش با هزار امید آرزو هرکدام از یکی از شهرهای دور افتاده به تهران آمده بودند تا در یکی از بهترین دانشگاههای کشور درس بخوانند. مادر هر سه تای آنها بارها و بارها در دلتنگی فرزندشان گریه کرده بودند، پدرانشان شبهای فراوان در نگرانی فرزندانشان خواب شب را فراموش [...]
دنیای وارونه رو باش، روخونهها تشنشونه قوت پهلونمون به تیزی دشنه شونه…
هنوز بعد این همه مدت نفهمیده یعنی که من از غریبه ها خیلی خوشم نمیاد ؟