این روز ها همه از سبز میگویند
و دل شکسته من برای
سفید و قرمز تنگ شده است.
این روزها همه از زنده باد و مرده باد می گویند
و دل من باز برای ترانه های عاشقانه تنگ شده است.
این روزها آسمان آبی را هم قاطی سیاست بازی کرده اند
و دل من برای بادبادک بازی تنگ شده است.
یاران دبستانی دیروز
امروز در برابرم صف آرایی کرده اند.
و چشمهایشان را رو به حقیقت بسته اند.
و دل من برای آن روز که علف های هرز
انقدر زیاد نبودند تنگ شده است .
دوست من چماقت را زمین بگذار
و دوست دیگرم مشت های گره کرده ات را باز کن
بیایید به یاد قدیم ها، باز کنار هم
با دود سیگارمان
هوای این شهر غریب را
آلوده تر کنیم…
