دوشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۸

۱۹۸۴-جرج ارول

ارسال شده توسط : امیرپویا در دسته : کتاب

از میان همه‌ی کتاب هایی که خوانده‌ام ۱۹۸۴ شاید از بهترین هایشان باشد. بارها و بارها به مناسبت‌های مختلف پیشنهاد نقد و معرفی این کتاب را رد کرده ام که نقد کردن کتابی به عظمت ۱۹۸۴ و نویسنده‌‎ای به بزرگی جرج ارول  توسط آدم کوچکی مانند من، کاری بس احمقانه می‌نماید. این بار اما به خواهش برخی از دوستان ادای آدم های بزرگ را در آورم و سعی در نقد این اثر جاودانه ‌نمایم. یادش به خیر کلاس انشای سوم راهنمایی که امیرپویان عزیز گفت ادای نویسنده‌های بزرگ را در آوریم تا شاید روزی نویسنده‌ای بزرگ شویم. سعی کرده‌ام در این نوشته تا حد امکان از لو دادن داستان خودداری کنم.

1984

نام جرج ارول لااقل در ایران به یاد آور دو کتاب مزرعه‌ی حیوانات و نوزده هشتاد چهار است. اولی داستانی تمثیل وار در نقد شوروی بعد از لنین و دومی داستانی تخیلی است در باب یک دیکتاتوری تمامیت خواه(توتالیتر). توتالیتر بودن شوروی استالینی البته دلیلی شده است برای شباهت فضای این دو کتاب.

اورول این کتاب را در سال ۱۹۴۸ منتشر کرد، سه سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم، زمانی که استالینیسم کشورهای اروپایی را تهدید میکرد و جنگ سرد بین بلوک غرب و شرق در حال شکل گیری بود. تاریکی وحشتناک فضای کتاب هم ناشی از همین وقایع است. اما داستان حکایت جهان در سال ۱۹۸۴ است یعنی حدودا ۳۶ سال بعد از زمان نوشته شدن آن.

اورول در ۱۹۸۴ جهانی را به تصویر می‌کشدکه از  سه ابر کشور اقیانوسیه، اروسیه و شرقاسیه تشکیل شده است. این سه کشور سالهاست که در حال جنگ با یک دیگرند جنگ هایی که هدفشان مصرف همه‌ی کالاهای تولیدی و کنترل جامعه‌ی طبقاتی است( وضعیت جنگی بهترین توجیه برای خفه کردن هر نوع اعتراض داخلی است).داستان اصلی کتاب در لندن می‌گذرد و راوی آن وینستون اسمیت است. وینستون یکی از اعضای پایین مرتبه تنها حزب اقیانوسیه یعنی اینگسوس(خلاصه شده‌ی سوسیالیسم انگیلیسی) می باشد.

نویسنده در آغاز کتاب با فضاسازی ای کم نظیر خواننده را با دیستوپیایش* آشنا میکند. در ادامه آشنایی جولیا و وینستون و یک سری ماجراهای عاشقانه را قرار میدهد. قسمت آخر کتاب هم داستان بازداشت و بازجویی و شکنجه وینستون است و تعارض عقاید او و حزب.

کلمات جدیدی که اورول در این داستان استفاده کرده است شاید یکی از درخشان ترین نکات آن باشد. وقتی برای وزارت خانه ای که وظیفه‌اش شکنجه و حذف مخالفان است نام وزارت عشق را برگزیده، برای وزارت جنگ نام وزارت صلح را و یا در زمانی که حتی تیغ ریش تراشی هم قحطی شده است نام وزارتخانه مربوط به آن وزارت فراوانی می‌باشد. یکی دیگر از وزارت خانه های جالب داستان وزارت خانه‌ی حقیقت(محل کار وینستون) است که وظیفه آن تغییر اسناد و روزنامه‌های قدیمی به نحوی است که با وضعیت فعلی سازش داشته باشند. مثلا اگر یکی از اعضای حزب مرتکب خیانت شده و اعدام شود، هر روزنامه ای که راجع به کارهای او نوشته است باید تغییر کند گویا که ازل چنین آدمی وجود نداشته است و  یا خائن بوده است. این کتاب حتی باعث اضافه شدن چند کلمه به دیکشنری آکسفورد هم شده است. کلماتی مانند Big Brother که در ترجمه فارسی ناظر کبیر ترجمه شده است، یا کلمه thought crime که جرم اندیشه ترجمه‌اش کرده اند. در ۱۹۸۴ ارول حتی فکر کردن به مسائلی که حزب با آنها مخالف است حکمش مرگ است. یکی از تلخ ترین جملات کتاب زمانیست که وینستون در دفتر خاطراتش مینوسد “ آزادی آن آزادی است که بتوانی بگویی ۲ به علاوه ۲ میشود چهار”. معروفترین  این کلمات که در کتاب در توضیح آن بسیار نوشته شده است دوگانه باوریست (doublethink) یعنی مسائل متضاد را ببینی و باور کنی.

اورول را هرچند به عنوان داستان نویس می‌شناسند اما بیشک سیاست را بهتر از سیاستمداران میفهمیده و جامعه را بهتر از جامعه شناسان. البته کتابهایش ثابت کرده است که اگر می‌خواست دیکتاتوری کند شاید از بهترینهایش می‌شد. یکی از دوستان به شوخی می‍‌گفت آرزوی همه‌ی دیکتاتوری‌های جهان است که تبدیل به دیکتاتوری ۱۹۸۴ شوند.

در هر لیست عادلانه ای که نگاه کنید نوزده هشتاد و چهار جز ۱۰ اثر برتر قرن بیستم جای گرفته است و حتی بسیاری آنرا برترین رمات تاریخ میدانند. حتی به خاطر می‌آورم در نمایشگاه کتابی که  سال گذشته در دانشگاه برگذار شده بود این کتاب پرفروش‌ترین کتاب بود. البته فیلم این کتاب هم توسط مایکل رادفور در سال ۱۹۸۴ ساخته و اکران شد. فیلم هرچند همه‌ی جذابیت‌های کتاب را حفظ نکرده اما به داستان کتاب کاملا وفادار مانده است. پیشنهاد من اینست که اگر تنها فرصت خواندن یک کتاب را دارید انتخابتان ۱۹۸۴ باشد و اگر حتی وقت اینکار را هم ندارید لااقل فیلمش را ببینید…

 

 

—————————-
*دیستوپیا dystopia، متضاد اتوپیا(آرمان شهر) است که برخی آنرا آرمان شهر منفی ترجمه کرده‌اند.

  • Balatarin
  • Google Buzz
  • Google Reader
  • Facebook
  • Google Gmail
  • Yahoo Messenger
  • Blogger Post
  • Twitter
  • WordPress
  • PrintFriendly
  • Yahoo Buzz
  • Digg
  • FriendFeed
  • Technorati Favorites
  • Orkut
  • MySpace
  • Share/Bookmark
برچسب ها : ,



۱۱ پاسخ برای "۱۹۸۴-جرج ارول"

1 | امیرپویا

دوشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۲۳:۳۵

لطفا کامنت نگذارید راجع به اینکه کتاب مربوط به وضعیت ایرانه، حذفش میکنم

2 | mina

سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۳:۲۳

چرا حذف؟ اشکال نداره !!
میشه اگه وقت کردی یه خلاصه چند خطی ازش بذاری؟ (یه خورده داستانو باز تر تعریف کن اینجا فقط موضوع رو گفتی )

3 | 3tarE

چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۷:۴۷

خیلی ممنون امیرپویا !

4 | m.gh

پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۰۲:۲۴

مرسی امیرپویا!خیلی خوب بود!

5 | آبجی

پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۰۲:۲۹

سلام
وبلاگ قشنگی دارید
مطالبتان خیلی خواندنیه
من شما رو لینک کردم
موفق باشید

6 | ریحانه

پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۲۳:۴۸

وزارت حقیقت منو یاد اون تیکه از کتاب صد سال تنهایی میندازه که وقتی تو میدون شهر ۳۰۰۰ نفر رو به رگبار بستن و خوزه آرکادیو نجات پیدا کرد و برگشت و از هر کس در موردش پرسید همه انکار کردن

7 | وحید

شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۷:۴۱

این کتاب مربوط به وضعیت ایرانه. :-)

8 | وحید

شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۷:۴۱

حذفش کن بخندیم.
این کتاب مربوط به وضعیت ایرانه.

9 | هم دانشگاهی

شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۲۱:۵۰

به نکات خوبی اشاره کردید اما به نظر من هنوز جا برای باز کردن مطلب و توضیح بیشتر وجود دارد

10 | شروین

یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۱۴

هنوز که ۱۹۸۴ ات دست منه … نگو که یکی دیگه خریدیا …. کلی ناراحت می شم

11 | Sime Band

پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۰۸:۵۷

کتاب که فوق العاده بود ولی برای شما آقای امیرپویا شما در نوشتن نقد(چه کتاب جه فیلم) تبحر بیشتری دارید تا مسائل دیگر. من اگر جای شما بودم بیشتر در این زمینه کار می کردم. موفق باشید

فرم ارسال دیدگاه

بهتر است دیدگاه شما خارج از موضوع نوشته نباشد، میتوانید حرفهای دیگرتان را از قسمت ارتباط با من بیان کنید یا به این آدرس ایمیل ارسال نمایید.

RSS

با اضافه کردن خوراک دام دام به Rss Reader خود، هر لحظه از به روز شدن آن آگاه شوید اطلاعات بيشتر

نشر و نقل مطالب دام‌دام در فضای مجازی با ذکر منبع آزاد و هر گونه استفاده در رسانه های مکتوب منوط به اجازه کتبی از نویسنده است


کوتاه نوشته ها

    17 شهریور

    مرگ بر شاه

    یاد شهدای هفدهم شهریور 1357 گرامی باد.


گاه نوشت

    پارادوکس رمضان

    ببین من روزم، آدم روزه که دروغ نمیتونه بگه.

    09/08/2010


    پند اخلاقی

    پند اخلاقی به خودم: امیرپویای من، هرچی دیدی تو فیس بوک زیرش کامنت نگذار، برخی چیزها آنجا الی رغم عمومی بودن به قصد خصوصی نوشته می‌شوند.

    09/07/2010


    سایت آموزش

    پرده اول: سایت آموزش تا یک ساعت دیگر درست می‌شود
    پرده دوم: سایت آموزش تا ساعت 15 درست می شود
    پرده سوم: کاربر گرامي، سيستم در حال به روز رساني است. اين به روز رساني تا ساعت 15:00 مي بايست به اتمام مي رسيد اما عمليات تا ساعت 18:00 امروز طول خواهد کشيد. از توجه شما سپاسگذاريم.

    پرده 1001: کاربر گرامی لطفا واحدهای خود را دستی انتخاب کنید، سایت آموزش به خدا پیوست.

    09/06/2010