از میان همهی کتاب هایی که خواندهام ۱۹۸۴ شاید از بهترین هایشان باشد. بارها و بارها به مناسبتهای مختلف پیشنهاد نقد و معرفی این کتاب را رد کرده ام که نقد کردن کتابی به عظمت ۱۹۸۴ و نویسندهای به بزرگی جرج ارول توسط آدم کوچکی مانند من، کاری بس احمقانه مینماید. این بار اما به خواهش برخی از دوستان ادای آدم های بزرگ را در آورم و سعی در نقد این اثر جاودانه نمایم. یادش به خیر کلاس انشای سوم راهنمایی که امیرپویان عزیز گفت ادای نویسندههای بزرگ را در آوریم تا شاید روزی نویسندهای بزرگ شویم. سعی کردهام در این نوشته تا حد امکان از لو دادن داستان خودداری کنم.
|
|
نام جرج ارول لااقل در ایران به یاد آور دو کتاب مزرعهی حیوانات و نوزده هشتاد چهار است. اولی داستانی تمثیل وار در نقد شوروی بعد از لنین و دومی داستانی تخیلی است در باب یک دیکتاتوری تمامیت خواه(توتالیتر). توتالیتر بودن شوروی استالینی البته دلیلی شده است برای شباهت فضای این دو کتاب. اورول این کتاب را در سال ۱۹۴۸ منتشر کرد، سه سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم، زمانی که استالینیسم کشورهای اروپایی را تهدید میکرد و جنگ سرد بین بلوک غرب و شرق در حال شکل گیری بود. تاریکی وحشتناک فضای کتاب هم ناشی از همین وقایع است. اما داستان حکایت جهان در سال ۱۹۸۴ است یعنی حدودا ۳۶ سال بعد از زمان نوشته شدن آن. |
اورول در ۱۹۸۴ جهانی را به تصویر میکشدکه از سه ابر کشور اقیانوسیه، اروسیه و شرقاسیه تشکیل شده است. این سه کشور سالهاست که در حال جنگ با یک دیگرند جنگ هایی که هدفشان مصرف همهی کالاهای تولیدی و کنترل جامعهی طبقاتی است( وضعیت جنگی بهترین توجیه برای خفه کردن هر نوع اعتراض داخلی است).داستان اصلی کتاب در لندن میگذرد و راوی آن وینستون اسمیت است. وینستون یکی از اعضای پایین مرتبه تنها حزب اقیانوسیه یعنی اینگسوس(خلاصه شدهی سوسیالیسم انگیلیسی) می باشد.
نویسنده در آغاز کتاب با فضاسازی ای کم نظیر خواننده را با دیستوپیایش* آشنا میکند. در ادامه آشنایی جولیا و وینستون و یک سری ماجراهای عاشقانه را قرار میدهد. قسمت آخر کتاب هم داستان بازداشت و بازجویی و شکنجه وینستون است و تعارض عقاید او و حزب.
کلمات جدیدی که اورول در این داستان استفاده کرده است شاید یکی از درخشان ترین نکات آن باشد. وقتی برای وزارت خانه ای که وظیفهاش شکنجه و حذف مخالفان است نام وزارت عشق را برگزیده، برای وزارت جنگ نام وزارت صلح را و یا در زمانی که حتی تیغ ریش تراشی هم قحطی شده است نام وزارتخانه مربوط به آن وزارت فراوانی میباشد. یکی دیگر از وزارت خانه های جالب داستان وزارت خانهی حقیقت(محل کار وینستون) است که وظیفه آن تغییر اسناد و روزنامههای قدیمی به نحوی است که با وضعیت فعلی سازش داشته باشند. مثلا اگر یکی از اعضای حزب مرتکب خیانت شده و اعدام شود، هر روزنامه ای که راجع به کارهای او نوشته است باید تغییر کند گویا که ازل چنین آدمی وجود نداشته است و یا خائن بوده است. این کتاب حتی باعث اضافه شدن چند کلمه به دیکشنری آکسفورد هم شده است. کلماتی مانند Big Brother که در ترجمه فارسی ناظر کبیر ترجمه شده است، یا کلمه thought crime که جرم اندیشه ترجمهاش کرده اند. در ۱۹۸۴ ارول حتی فکر کردن به مسائلی که حزب با آنها مخالف است حکمش مرگ است. یکی از تلخ ترین جملات کتاب زمانیست که وینستون در دفتر خاطراتش مینوسد “ آزادی آن آزادی است که بتوانی بگویی ۲ به علاوه ۲ میشود چهار”. معروفترین این کلمات که در کتاب در توضیح آن بسیار نوشته شده است دوگانه باوریست (doublethink) یعنی مسائل متضاد را ببینی و باور کنی.
اورول را هرچند به عنوان داستان نویس میشناسند اما بیشک سیاست را بهتر از سیاستمداران میفهمیده و جامعه را بهتر از جامعه شناسان. البته کتابهایش ثابت کرده است که اگر میخواست دیکتاتوری کند شاید از بهترینهایش میشد. یکی از دوستان به شوخی میگفت آرزوی همهی دیکتاتوریهای جهان است که تبدیل به دیکتاتوری ۱۹۸۴ شوند.
در هر لیست عادلانه ای که نگاه کنید نوزده هشتاد و چهار جز ۱۰ اثر برتر قرن بیستم جای گرفته است و حتی بسیاری آنرا برترین رمات تاریخ میدانند. حتی به خاطر میآورم در نمایشگاه کتابی که سال گذشته در دانشگاه برگذار شده بود این کتاب پرفروشترین کتاب بود. البته فیلم این کتاب هم توسط مایکل رادفور در سال ۱۹۸۴ ساخته و اکران شد. فیلم هرچند همهی جذابیتهای کتاب را حفظ نکرده اما به داستان کتاب کاملا وفادار مانده است. پیشنهاد من اینست که اگر تنها فرصت خواندن یک کتاب را دارید انتخابتان ۱۹۸۴ باشد و اگر حتی وقت اینکار را هم ندارید لااقل فیلمش را ببینید…
—————————-
*دیستوپیا dystopia، متضاد اتوپیا(آرمان شهر) است که برخی آنرا آرمان شهر منفی ترجمه کردهاند.
