کل نوشتههای با برچسب ‘شعر

سه شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۹

پرواز خواهم کرد، می‌دانم

Posted by: امیرپویا In: نوشته های شخصی

گرچه این روزها پاهایم را بریده اند و رویاهایم را کشته اند گرچه این روزها دویدن هایم به نرسیدن رسیده است و تلاش هایم به سقوط گرچه این روزها چشم هایم اشکبار کمرم شکسته و دستهایم خونین است اما می‌دانم باور دارم ایمان دارم روزی خواهد رسید که رسیده باشم حتی با پای بریده هم [...]

  • Balatarin
  • Google Buzz
  • Google Reader
  • Facebook
  • Google Gmail
  • Yahoo Messenger
  • Blogger Post
  • Twitter
  • WordPress
  • PrintFriendly
  • Yahoo Buzz
  • Digg
  • FriendFeed
  • Technorati Favorites
  • Orkut
  • MySpace
  • Share/Bookmark
برچسب ها :

سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۸۹

نیست

Posted by: امیرپویا In: کوتاه نوشته ها

این روزها آرزویم نیست امیدم نیست ترسم نیست و باکم نیست شاید روز دگر، جایی دگر مردی گفت، اینجا کسی هم نیست… ————- تنهایم          خسته                      ناامید دل شکسته ، غمگین، آزده و اندکی هم مرده …

  • Balatarin
  • Google Buzz
  • Google Reader
  • Facebook
  • Google Gmail
  • Yahoo Messenger
  • Blogger Post
  • Twitter
  • WordPress
  • PrintFriendly
  • Yahoo Buzz
  • Digg
  • FriendFeed
  • Technorati Favorites
  • Orkut
  • MySpace
  • Share/Bookmark
برچسب ها :

شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۸

آدمک آخر دنیاست بخند

Posted by: امیرپویا In: کوتاه نوشته ها

آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک ساده نشی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند

  • Balatarin
  • Google Buzz
  • Google Reader
  • Facebook
  • Google Gmail
  • Yahoo Messenger
  • Blogger Post
  • Twitter
  • WordPress
  • PrintFriendly
  • Yahoo Buzz
  • Digg
  • FriendFeed
  • Technorati Favorites
  • Orkut
  • MySpace
  • Share/Bookmark
برچسب ها :

یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸

سکوت

Posted by: امیرپویا In: کوتاه نوشته ها

هوا سرد است بچه‌ها ساکت به یک گوشه مردند. ولیکن مادر بدبخت پندارد که خفتند…

  • Balatarin
  • Google Buzz
  • Google Reader
  • Facebook
  • Google Gmail
  • Yahoo Messenger
  • Blogger Post
  • Twitter
  • WordPress
  • PrintFriendly
  • Yahoo Buzz
  • Digg
  • FriendFeed
  • Technorati Favorites
  • Orkut
  • MySpace
  • Share/Bookmark
برچسب ها :

جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸

دوباره می سازمت وطن

Posted by: امیرپویا In: ایران

دوباره می سازمت وطن!اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می زنم،اگر چه با استخوان خویش دوباره می بویم از تو گُل،به میل نسل جوان تو دوباره می شویم از تو خون،به سیل اشک روان خویش دوباره ، یک روز آشنا،سیاهی از خانه میرود به شعر خود رنگ می زنم،ز آبی آسمان [...]

  • Balatarin
  • Google Buzz
  • Google Reader
  • Facebook
  • Google Gmail
  • Yahoo Messenger
  • Blogger Post
  • Twitter
  • WordPress
  • PrintFriendly
  • Yahoo Buzz
  • Digg
  • FriendFeed
  • Technorati Favorites
  • Orkut
  • MySpace
  • Share/Bookmark
برچسب ها :

پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸

دل من تنگ شده است…

Posted by: امیرپویا In: نوشته های شخصی

  این روز ها همه از سبز می‌گویند و دل شکسته من برای سفید و  قرمز تنگ شده است. این روزها همه از زنده باد و مرده باد می گویند و دل من باز برای ترانه های عاشقانه تنگ شده است. این روزها آسمان آبی  را هم قاطی سیاست بازی کرده اند و دل من [...]

  • Balatarin
  • Google Buzz
  • Google Reader
  • Facebook
  • Google Gmail
  • Yahoo Messenger
  • Blogger Post
  • Twitter
  • WordPress
  • PrintFriendly
  • Yahoo Buzz
  • Digg
  • FriendFeed
  • Technorati Favorites
  • Orkut
  • MySpace
  • Share/Bookmark
برچسب ها :

دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸

شعر

Posted by: امیرپویا In: کوتاه نوشته ها

هر‌که آمد خبر مرگ برایم آورد هرکه آمد دل پر درد برایم آورد تو بیا و دل غمگین مرا شاد بکن هر‌که آمد شب پر اشک برایم آورد پاییز ۱۳۸۸

  • Balatarin
  • Google Buzz
  • Google Reader
  • Facebook
  • Google Gmail
  • Yahoo Messenger
  • Blogger Post
  • Twitter
  • WordPress
  • PrintFriendly
  • Yahoo Buzz
  • Digg
  • FriendFeed
  • Technorati Favorites
  • Orkut
  • MySpace
  • Share/Bookmark
برچسب ها :

RSS

با اضافه کردن خوراک دام دام به Rss Reader خود، هر لحظه از به روز شدن آن آگاه شوید اطلاعات بيشتر

نشر و نقل مطالب دام‌دام در فضای مجازی با ذکر منبع آزاد و هر گونه استفاده در رسانه های مکتوب منوط به اجازه کتبی از نویسنده است


کوتاه نوشته ها

    یا علی

    ImamAli[Aviny_com]

    یا علی، روزگاری شده است که برخی برای باور داشتنم به تو احمق می پندارندم و برخی دیگر به خاطر بنده خدا دانستنت کافرم


گاه نوشت

    مخاطب خاص

    دوستم ببخشید که امروز دوست خوبی نبودم، ناراحتت کردم.

    09/04/2010


    دیباجی

    از مادرش پرسید دیباجی شمالی کجاست؟
    گفت آن بالا بالاهای شهرست.
    پسر گریست.
    مادرش پنداشت لابد دوست دختر بالاشهری پیدا کرده است. 

    09/04/2010


    وبلاگ خواهر

    به وبلاگ خواهرم هم سر بزنید D: . بیچاره کمبود خواننده داره. اینجا

    09/03/2010